شعر و ادب

بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین را به یاری طلب کنیم

 

در این دو دهه اخیر به دلایل متعددی در جامعه اخلاقیات کمرنگ گردیده و رو به نابودی در حرکت است بی‌اعتمادی، دروغ، ریا و تزویر… جایگزین صفات زیبا می‌شود. روح مهر و محبت و کمک به یکدیگر در جامعه جای خود را به عصبانیت، عدم گذشت و بی‌تفاوتی نسبت به هم داده است.

ایرانیان از زمان پیدایش ایران زمین مشهور به صفات والای بوده‌اند ولی متاسفانه در چند دهه اخیر بسیاری از اخلاقیات که در جامعه حاکم بود و کلیه افراد جامعه خود را موظف به نگه داری حرمت‌هایی می‌نمودند در این سال‌ها چنان کمرنگ شده است که انگاری اصل نبوده است و قدیمی‌ها برای جوانان زمانی که این اخلاقیات و صفات افراد جامعه چندین دهه گذشته را برایشان بازگو می‌کنند چنان وانمود می‌نمایند که داستان تخیلی شنیده‌اند.

چگونه شد که جامعه با داشتن تاریخی چنین افتخار آفرین و پیروی از امیر مومنان الگوی بخشش و تمام صفات انسانی و مردانگی و داشتن الگوی چون امام حسین و ابوالفضل (ع) جامعه به این بی‌اخلاقی رسیده است و اعمالی که تا چند دهه قبل تنگ و بی‌ابرویی محسوب می‌گردید برای بسیاری از مسئولین ریا کار امری عادی گردیده است و اخلاق اکثر افراد جامعه به سمت بی‌اخلاقی در حرکت‌اند.

جامعه به جایی رسیده است که بسیاری از نسل‌های آینده‌ساز میهن‌مان، بزرگان خانواده خود را به دلیل پاکی و ایمان داشتند به صفات الهی که نتیجه آن وضعیت نابسامان مالی گردیده است هالو و از مرحله پرت می‌دانند و رعایت صفات عادی آدمیت در جامعه امروزی به عنوان شاخصه‌های مهم محاسبه و بیان می‌گردد.

در جهت سلامت اجتماع باید کاری کرد، فکری کرد تا واقعاً دیر نشده و دیگر هیچ کاری نتوان کرد.

البته واقعاً باید افراد پاک را بتوان جایگزین مسئولین ریا کار نمود تا بشود طرحی تدارک دید. در سال‌های نه چندان دور بزرگان ادب و فرهنگ این مرز و بوم اندیشه آنها مانند معلم روح جامعه را تعلیم می‌داد و ارزش خوبی‌ها را به رخ جامعه می‌کشید و اکثر جامعه با اندیشه این بزرگان مانوس بودند و به نسل بعد هم انتقال می‌دادند و خواندن کتاب‌های حافظ مولوی، عطار، سعدی و… در فرهنگ جامعه ایران نهادینه گردیده بود و بسیار در جهت سالم ماندن جامعه اثر بخش بود و روح جمعی جامعه را رو به لطافت هدایت می‌نموده است متاسفانه چه پیش آمد؟ که نام و اندیشه این ستارگان در جامعه کمرنگ و به حداقل نشان در بین نسل آینده میهن‌مان گردید.

اگر واقعاً تصمیم و اراده‌ای است که از نابودی اخلاقیات در جامعه جلوگیری نمود یکی از شاخصه‌های مهم گسترش اخلاق در جامعه و یاری و مدد گرفتن از بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین است که فقط با طراحی و تدوین برنامه‌های حساب شده اندیشه و لطافت گفتار و آموزه‌های این بزرگان را با یاری افراد دانا و صاحب نظر واقعی در جامعه گسترش دهیم تا این زمان افراد نادان و ریاکار صدمات سهمگین بر پیکر اخلاق جامعه وارد نموده‌اند.

مسئولیت جذب و ایجاد شوق در جوانان میهن‌مان در راستای برنامه‌ریزی و گسترش مطالعه در مورد گنجینه شعر و ادب پارسی را باید مشخص گردد که چه نهاد و یا افرادی عهده این امر خطیر هستند. شناخت ستاره‌های درخشان ادبی و مطلع شدن از اندیشه آنان و دانستن موقعیت جهانی این بزرگان و اندیشه آنان که پایه هویت جوانان میهن‌مان را شکل می‌دهد و همچنین بی‌توجهی به آن هویت و ملی‌گرایی را در بین آحاد جامعه ضعیف نموده و افراد جامعه بی‌تفاوت نسبت به از دست دادن ریشه‌های افتخار آمیز خود می‌گرداند.

جهت برنامه‌ریزی و گسترش این مهم مسئول کیست؟ آیا اگر مسئولی است؟ چگونه مورد ارزیابی و گزینش قرار می‌گیرد آیا تا به حال ارزیابی صورت پذیرفت و آیا مرجع فرهنگی و دلسوزی در جامعه در این مورد پاسخگو می‌باشد؟ با بررسی وضع موجود برداشت می‌شود نه مسئولی در این حوزه وجود دارد و نهادی مسئول جهت ارزیابی و بررسی وجود نداشته است با کار میدانی مختصری در جامعه سریعاً احساس می‌شود که به سن آحاد جامعه از ریشه‌های غنی فرهنگی و احوالات بزرگان ایران زمین که در آسمان فرهنگ جهان می‌درخشند هر روز بی‌اطلاع‌تر از قبل شده‌اند و بیگانه با سرمایه‌هایی که باعث افتخار ایرانی و شاخصه هویت ایرانی است گردیده‌اند.

جوانان این مرز و بوم آنهایی که اهل مطالعه هستند و گرایش به دانستن دارند آنقدر که از بزرگان ملل دیگر اطلاع دارند درصد ناچیزی از بزرگان ایران زمین و اندیشه آنها چندان شناختی ندارند و صیف عظیمی که اصلاً شناختی ندارند شگفت انگیز است که بزرگانی مانند رودکی و… تا فردوسی را کشورهای همسایه سعی در مصادره نمودن حتی نام آنها را جهت افتخار برای ملت و کشور خود دارند ولی متاسفانه جامعه ما حتی این ثروت عظیم و تکرار نشدنی خود را نه آنچنان می‌شناسند و نه سعی در حفظ آن دارند.

باید در این راستا بطور جدی تلاش نماییم تا آحاد جامعه بالاخص نوجوانان و جوانان با بزرگان فرهنگ و ادب ایران کهنسال آشنایی کامل پیدا نمایند و اندیشه ستارگان تابناک آسمان کشورمان در جامعه گسترش یابد.

برای رسیدن به این هدف والا مردان واقعی فرهنگ و هنر و دولت مردان مسئول و وطن دوست باید تا دیر نشده طرحی نو در اندازند این حرکت یک حرکت ملی خواهد بود و عواملی که باعث گردیده است که به اینجا برسیم را شناسایی و بررسی نماییم البته به چند مورد اشاره می‌گردد.

اولین مورد بازنگری جدی دولت در مورد نیروهای نهادهای مرتبط با عرصه‌های فرهنگ و هنر و همچنین مراکز فرهنگی که به صورت ظاهر غیر دولتی ولی در باطن دولتی هستند نمایند که قسمت اعظم بودجه فرهنگی کشور را از آن خودشان می‌دانند و اکثر بودجه که باید در راستای رشد و گسترش فرهنگی صرف گردد در راستای مسائل ستادی و اجرایی صرف می‌نمایند و همچنین بیشتر دیدگاه گزینشی به مقوله فرهنگ دارند و بیشتر به مقوله‌های تبلیغاتی و دارای هیاهو فرهنگی می‌پردازند کارشان رضایت بالا دستی‌ها در راستای منافع شخصی می‌باشد.

موردی که باعث خانه نشینی و رها نمودن فعالیت از سوی افراد یا گروه‌های فرهنگی دلسوز و صادق گردیده است نحوه برخورد و طرز فکر بیشتر دست اندرکاران نهادهای متولی فرهنگ و هنر با اربابان فرهنگی و هنری است اگر اراده و همتی در ایجاد تحول اساسی می‌باشد نیاز به همت بزرگان فرهنگ و ادب میهن اسلامیمان و همکاری تنگاتنگ با متولیان فرهنگی کشور در جهت تدوین طرح‌های فرهنگی متنوع در این راستا و کمیته بررسی کننده طرح‌های فرهنگی با دانش کافی و صلاحیت بررسی را داشته باشند متاسفانه تا کنون بیشتر چنان برخورد غیر اصولی با خادمان فرهنگی نموده‌اند که فرد تولید کننده طرح فرهنگی شخصیت‌اش چنان مورد هجمه قرار می‌گیرد که احساس می‌کند او را فردی تنگدست که جهت رفع حاجت مالی طرحی را به این درگه آورده است و نتیجه این می‌شود که عرصه فرهنگی را رها و عطا را به لقایش می‌بخشند.

افراد صادق و دلسوز که واقعاً ذخایر مهم و اثر گذار در عرصه فرهنگی هستند خانه‌نشین می‌گردند و افراد سودجو و منافع طلب جایگزین آنها می‌شوند و سکان فرهنگی را به دست می‌گیرند از حقیر شدن ابایی ندارند و با خوش رقصی و چاپلوسی و بله قربان گفتن مسئولین کم اطلاع را به بیراهه می‌کشانند و بسیار دیده شده است که چه بودجه‌های بزرگی را این گونه افراد به هدر داده‌اند و نتیجه آن جز رسیدن افراد کوچک به خواسته مالی شان حاصل نداشته است ستارگان ادب و هنر کشورمان در وطن خود غریب و نا آشنا هستند در حال حاضر کاملاً احساس می‌شود کشورهای همسایه با وقاحت در تقسیم و اختصاص این گنجینه بی بدیل فرهنگ و ادب‌مان با هم رقابت می‌نمایند از رودکی … تا فردوسی و … را سرمایه و افتخار خود می‌دانند و در مصادره نمودن نام و اندیشه این بزرگان تبلیغ و سرمایه گذاری فراوانی می‌نمایند متاسفانه عکس‌العمل دیر هنگام و بدون انگیزه لازم مسئولین کشور و بی‌تفاوتی جامعه روبرو می‌شویم که نشان از بیراه رفتن و کم کاری نهادهای فرهنگی کشورمان است جوانان و نوجوانان میهن‌مان که باید بزرگان و اندیشه آنها را بشناسند و به آنان افتخار نمایند و از این اندیشه‌های ناب در طول زندگی سود برند و به دلیل این که هویت و ریشه‌های فرهنگی ایران زمین هستند و جهان به آنان می‌بالد می‌بینید اصلاً نام بسیاری از این بزرگان را نمی‌دانند و دانش و اطلاعی چندانی ندارد اما بالعکس بزرگان کشورهای دیگر را هم می‌شناسند و هم اطلاع از آثار و اندیشه آنها دارند که متاسفانه باعث تنزل هویت ایرانی می‌شود.

واقعاً سردمداران فرهنگی دولت و مجلس که بودجه فرهنگی کشور در دستان آنهاست نباید به این مورد بسیار مهم توجه بیشتری نمایند و هر چه سریع‌تر اقدام نمایند و طرحی نو در اندازند و گرنه به این روش و اسلوب که تا کنون اعمال گردیده است. جوانان و نوجوانان و نسل‌های بعدی تاریخ و هویت فرهنگی و ادبی ایران زمین را که همیشه باعث اعتماد به نفس ایرانی بوده است به فراموشی خواهند سپرد و از این پشتوانه کم نظیر محروم خواهند گردید.

گسترش اندیشه و آثار بزرگان فرهنگ و ادب این مرز بوم کمترین آثارش لطیف نمودن روح جامعه و پرورش غرور ملی مذهبی ملت کهن ایران زمین در جهان خواهد گردید.