ورزش همگانی یا فرهنگ ورزش همگانی

فرهنگ ورزش همگانی در کشورهای توسعه یافته نهادینه گردیده است و مسئولین شهری بسیار به این امر توجه دارند و بسترهای لازم را در تمام مناطق شهر جهت ورزش همگانی آماده و مهیا می‌نمایند ورزش همگانی در جامعه نشاط ایجاد می‌نماید و کارایی افراد جامعه را افزایش داده و مهم‌تر باعث سلامت و پیشگیری از بسیاری از امراض می‌گردد ورزش همگانی از جهت مالی و کارایی افراد جامعه باعث صرفه‌جویی در هزینه درمان گردیده و هزینه‌های قابل توجه‌ای از دوش دولت‌ها بر می‌دارد.

بسیاری از مسئولین ورزشی در کشورمان واقعاً هدف ورزش همگانی را نمی‌دانند و تا موضوع ورزش همگانی مطرح می‌شود عنوان می‌نمایند مسابقات در محلات تدارک دیده‌اند یا این مقدار توپ تقسیم نموده‌اند.

متاسفانه هنوز هم تعریف درست و معینی از ورزش همگانی در رده‌های بالای مسئولین ورزش کشور نداریم تا آن مقدار که جستجو نمودیم تعریفی به دست نیاوردیم ورزش همگانی در کشورهایی که آحاد جامعه به ورزش می‌پردازند به عنوان فرهنگ مطرح می‌باشد که باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد و تمام افراد جامعه به ورزش همگانی به عنوان وظیفه و یا عادت توجه نموده و باید انجام پذیرد ورزش همگانی را می‌توان حرکت و فعالیت بدنی دانست و به هیچ ورزش خاصی ارتباطی ندارد.

در کشورهای پیشرفته پوشیدن لباس ورزشی به هر شکل آن در طول روز عادی است و عیب تلقی نمی‌گردد و تعلق به ساعت خاصی و سن خاصی هم ندارد. آیا در جامعه خودمان هم اینچنین است؟

با توجه به همین نکته متوجه می‌شویم که چقدر با فرهنگ ورزش همگانی بیگانه و از آن دور هستیم.

در جامعه خودمان اگر دقیق توجه کنیم ظاهر شدن با لباس گرمکن در اماکن عمومی چه قدر دور از انتظار است و رفتاری بیگانه با فرهنگ جامعه تلقی می‌شود.

در سال 82 با مطالعه‌ای که در مورد ورزش همگانی در چندین کشور توسعه یافته نموده و با احساس مسئولیت نسبت به میهن عزیزمان دو طرح در این راستا مدون نموده با مدیر کل تربیت بدنی استان تهران در میان گذاشته شد که ایشان هم تمایل بسیار نشان دادن که با همکاری مستمر کوشش در نهادینه نمودن فرهنگ ورزش همگانی در میهن‌مان انجام دهیم و طرحی دو ساله تدوین نموده از شروع اجتماع احاد مردم تا رساندن تجمع به مناطق تا فعالیت انفرادی در جامعه که اگر امکان پذیر می‌گردید شاید تا کنون این فرهنگ در جامعه نهادینه شده بود که متاسفانه مانند بسیاری از طرح‌ها عقیم ماند اصولاً با جابجایی مدیران رسم شده که تمام طرح‌ها مسکوت بماند و مدیران جدید قدرت و کارایی مدیر بودنشان را در توجه به طرح‌ها جدید می‌دانند و این دایره مرتب ادامه دارد و صدمات و هزینه‌های مالی بسیار این تفکر بر دوش مردم و دولت وارد می‌آورد و نا امیدی در فعالان که توان کاری دارند روز به روز بیشتر می‌گردد.

زمانی که طرح دو 110 را آقای مرحوم خطیب مدیر کل تربیت بدنی استان تهران با مدیریت اجرایی موسسه فرهنگی و هنری آرین‌خو جهت نهادینه نمودن فرهنگ ورزش همگانی کلید خورد بیشتر مسئولین شهری آن زمان هشدارهای جدی در برگزاری این همایش‌ها می‌دادند که امکان بروز مشکل برای مجریان همایش دور از انتظار نیست و تا سال 82 همایش به این وسعت و تعداد شرکت کننده سابقه نداشته است.

در این دو همایش بزرگ شرکت تمام اقشار با هر نوع ایده و هر سنی بستر شرکت کردن کاملاً برایشان آماده گردید و با هدف اصلی فرهنگ ورزش همگانی «ورزش برای ورزش و سلامتی» به عنوان شعار همایش شروع به اجرا گردید در همایش دو 110 تشویق شرکت کنندگان از دو نسل در یک خانواده جهت شرکت برنامه‌ریزی شده بود که با موفقیت به این هدف همایش رسید و در همایش حرکت سبز «دوچرخه» برنامه‌ریزی شده بود که سه نسل از یک خانواده به صورت خانوادگی شرکت نمایند و با تشویق‌های لازم و جوائز اختصاصی به این هدف در حد امکان همایش رسید.

متاسفانه به علت پی نبردن مسئولین وقت تربیت بدنی کشور به اهمیت طرح و اهداف طرح روند طرح نهادینه نمودن فرهنگ ورزش همگانی عقیم ماند که جای بسیار تاسف و تاثر است که به جای این که مسئولین ورزش کشور که باید مشوق و خادم افرادی که می‌خواهند به ملت و کشور خدمت نمایند باشند این افراد باید با خواهش و التماس از آنان درخواست نمایند که کمک کنند تا به توانند خدمتگزاری نمایند.

اثرات آن دو همایش به صورت هفتگی بدون برنامه مشخص از سوی شبکه‌ای در صدا سیما در استان‌ها به نمایش در می‌آید.

با بررسی واقعی و دلسوزانه و مقایسه‌ای واقعی رشد و پیشرفت ورزش میهن مان با ورزش کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس به راحتی متوجه می‌شویم که اگر مسئولین ورزش مدیریتی درست و برنامه‌ریزی شده که مدیران بعدی نیز آن برنامه‌ها را تکامل و گسترش دهند.

کشورهای که بعضی رشته‌های ورزشی در آنان به قدری ابتدایی بود که حتی قابل بررسی با ورزش کشورمان نبود ولی در حال حاضر چنان رشد نموده‌اند که به عنوان حریف برایمان مطرح می‌باشند.

واقعاً باید فکری نمود و روندی غیر از روش ماضی و معیار انتخاب مدیران تا کنون اتخاذ نمود تا ورزش کشور به رتبه‌ای که لیاقت و شایستگی‌اش است برسد و امید است مدیران ورزش کشور به تعریف درستی از ورزش همگانی برسند تا امیدی به نهادینه شدن فرهنگ ورزشی همگانی در کشور عزیزمان بشویم که مهم یکی از رشد جامعه در تمام ابعاد است.

گسترش فرهنگ ورزش همگانی در کشور باعث خواهد گردید تا بسیاری از معضلات جامعه از بین رفته یا بسیار کمرنگ گردد و در راستای اقتصادی نیز فرهنگ ورزش همگانی باعث پیشگیری از بسیاری از بیماری‌ها گشته و هزینه‌های درمان در میهن اسلامیمان بسیار کمتر گردند و همچنین به مرور افراد جامعه دارای نشاط و تحرک بیشتر می‌گردد که باعث بالا رفتن کارایی و نشاط جامعه می‌گردد و همچنین تنش و عصبی بودن افراد جامعه تعدیل می‌یابد و محبت و کمک به دیگران در جامعه رشد و گسترش می‌یابد البته برای رسیدن به این مهم توانایی و ابزار خاصی را می‌طلبد که مهم‌ترین فاکتور وجود مدیری دانا و آگاه به جامعه شناسی و ورزشی است.

دومین مورد، مدیران و سردمداران تربیت بدنی مطالعه نمایند و تعریفی درست از ورزش همگانی داشته باشند و فرق رشته‌های ورزشی و ورزش همگانی را بدانند و همچنین به درایت لازم رسیده باشند که مقوله فرهنگ در جامعه چگونه تعریف می‌گردد و برای نهادینه نمودن یک رفتار در جامعه که به صورت فرهنگ در آید چه مراحلی را باید طی نمود و زمان لازم برای رسیدن به آن چگونه است و با استمرار در سالیان پیش رو می‌توان به این مهم دست یافت پس برای نهادینه نمودن فرهنگ ورزش مدیری لایق با برنامه‌ای چند ساله و بررسی مستمر موقعیت و پیشرفت در کار و الزام به این که اگر در این راستا مدیری به هر دلیل تعویض گردید هیچگونه توقفی در کار پیش نیاید تا با تلاش همگان به این مهم دست یابیم و پارک‌هایی که با زحمات و هزینه بالا احداث و نگهداری می‌گردد سلامت محیطی خود را به دست آورد و لانه فساد و عرضه مواد مخدر که گریبان تمام پارک‌ها را گرفته است نابود شود و کلیه افراد جامعه از کودک تا افراد مسن با نشاط و تحرک‌شان پارک‌ها را زینت بخشند.

امید است که گوش شنوایی یافت شود؟!

انشاالله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *