چی میخواستیم بشه، چی شد!

چی می خواستیم بشه

چی شد

 

در یکی از شهرهای فرنگ مهمان دوستی بودیم که دستی بر کاسبی در آن دیار داشت به قول ما ماشین خاوری در جلو دکانش ایستاد و دو کارمند او شروع به تخلیه بار ماشین خاور نمودند بار ماشین تبلیغات کاغذی در ابعاد مختلف که قبلاً سفارش داده که برایش آورده بودن در وقت مناسب از دوستم پرسیدم چقدر هزینه تبلیغات کاغذی شما در سال است گفت حدود 800 هزار مارک معادل 480 هزار یورو با نرخ آن روز می‌شود. سریع فکری به سرم آمد که کاری باید کرد به او گفتم اگر این سفارشات شما را در ایران انجام دهیم و بعد از کارشناسی کیفیت کار اگر کمتر از این تبلیغات که برای شما آورده‌اند نبود آن وقت هزینه آن را پرداخت کنید. دوستمان فرمود با تمام وجود همکاری می‌کنم و سفارش می‌دهم تا هموطنم بهره‌مند شود آرزوی من است که کاری در راستای پیشرفت کشورمان صورت پذیرد در طول آن سفر هر ایرانی که به هر نحوی کاسب بود یا دستی در تجارت داشت با او رایزنی نمودم حتی یک مورد هم نشد که فردی ابراز بی‌میلی کند و بگوید ول کن بابا مگه میشه.

سعی نموديم به هر طریقی با تجار ایرانی ارتباط گرفته و تا توانستم با کمک دوستان تلفن‌های ایرانیان مقیم اروپا را که دارای کسب و کاری بودن جمع نموده و در برگشت به میهن دو سال همکاران در داخل و دوستان در خارج مشغول رایزنی و بررسی شدند تا اگر این کار را به فعل تبدیل نمایم مشکلی نخواهیم خورد بررسی‌ها نشان از موفقیت طرح داشت.

با کمی پرس و جو به این نتیجه رسیدیم تا به حال کسی به این فکر نیفتاده است و این گروه برای اولین بار است که در ایران زمین اقدام به صادرات خدمات چاپی می‌خواهند بکند و به صورت جدی وارد این معرکه شدیم با در میان گذاردن طرح و هدف آن برای مسئولین ارشاد در آن زمان که بررسی نموده و تصمیم‌های اتخاذ نمایند که تصمیم گرفتند موسسه فرهنگی، هنری آرین‌خو بهترین گزینه جهت اجرای این طرح می‌باشد و منجر به دادن موافقت اصولی جهت تجهیز و احداث یک باب چاپخانه در سال 79 به موسسه گردید البته در اهداف موسسه این مورد دیده شده بود.گروه با کار کارشناسی از جهت سهولت حمل و نقل و نزدیکی محل احداث به فرودگاه و پایانه‌ها و گمرک، در جاده احمد آباد مستوفی حدود سیصد متر فاصله با اتوبان آزادگان محل احداث چاپخانه را خریداری نموده و با سند منگوله‌دار به شهرداری منطقه 18 مراجعه گردید که می‌خواهیم چاپخانه احداث کنیم جهت صادرات خدمات چاپی اجازه ساخت صادر فرمایید که این کار برای اولین بار در کشور اجرا می‌شود و کلی تعریف از فواید آن که شهرداری منطقه 18 فرمودند که فکر کردید کشکی است گرفتن جواز ساخت، با صدور یک نامه هیات مدیره را راهی اداره امور اراضی استان تهران نمودند البته گروه هم شرکت چاپ و نشر پرشیا را با موافقت اصولی ثبت نمود تا  که وجه بهتری در کار داشته باشد.

با نامه شهرداری منطقه 18 به امور اراضی مراجعه و پرونده‌ای جهت طرح در جلسه تبصره 1 ماده 1 تشکیل گردید و خلاصه بعد از نزدیک به دو سال مراجعه و رفتن پیش مقامات آخرالامر با دخالت مدیر کل اداره جهاد استان تهران مقدار 2000 متر تغییر کاربری مصوب نمودند در این مدت دو سال با همکاری شرکت هنزی مکس در آلمان و فرستادن مشخصات و قیمت ماشین آلات چاپ و ارائه این مدارک به وزارت صنایع که بررسی و تایید نمودند و همچنین در این مدت اقدام به درخواست وام ارزی از مدیریت تسهیلات بانک ملی نموده که با بررسی چندین ماهه و کار کارشناسان محترم بانک ملی در مورد دستگاه ها و طرح توجیهی مصوب نمودن در تاریخ1382/3/18 مبلغ 2/5 میلیون یورو جهت تجهیز چاپخانه وام ارزی به شرکت بدهند و به قول کارشناسان بانک ملی موفقیت طرح چنان روشن است که برای اولین بار بانک ملی تصویب نموده است که 85٪ بانک سرمایه گذاری نماید و 15٪ درصد شرکت چاپ و نشر پرشیا نقش که بعد از گذشت حدود 55 سال اولین دستگاه‌های چاپ  با تمام تکنولوژی روز وارد کشورمان خواهد شد و نقطه عطفی در صنعت چاپ میهن‌مان خواهد گردید.

خلاصه با در دست داشتن مصوب تغییر کاربری محل طرح به تمام همکاران و تجاری که با آنها رایزنی شده بود ابراز داشتیم که متاسف هستیم دو سال گرفتن یک ورقه به طول انجامید. و مطمئن باشید کارها را به صورت موازی پیش خواهیم برد و جواز ساخت محل چاپخانه و ورود دستگاه‌های  چاپ حداکثر در مدت شش ماه انجام خواهد شد. و واقعاً تا آن روز گروه اعتقاد داشت که افرادی که طرح‌هایشان را نیمه کاره رها می‌کند به علت تنبلی یا درآمد کم است که اکنون از تمام آنها حلالیت می‌خواهیم و عذر خواهی می‌کنیم.

با مصوبه تغییر کاربری به شهرداری منطقه 18 مراجعه نمودیم که فرمودند تغییراتی ایجاد گردیده شما به شهرداری اسلامشهر مراجعه نمایید به شهرداری اسلامشهر مراجعه نموده تشکیل پرونده دادیم و با حمایت مسئولین استانداری در مورد مبلغ «هبه» به شهرداری اسلامشهر جهت مدارا نمودن که این افراد فرهنگی هستند و از افراد فرهنگی انتظار مالی زیادی نیست قرار شد که به آقای قدوسی مدیر مالی شهرداری اسلامشهر مراجعه کنیم و توافق نامه امضاء نماییم وقتی که به مدیر مالی مراجعه نمودیم فرمودند که طی نامه‌ای از فرمانداری اسلامشهر مکان احداث چاپخانه از اختیار ما خارج گردیده و به فرمانداری جهت دریافت جواز ساخت مراجعه فرمایید در تاریخ 83 به فرمانداری مراجعه کردیم و واقعاً آنچه را که فکر نمی‌کردیم دیدیم که چگونه مدت 5 سال مسئولین استانداری استان تهران فرمانداری اسلامشهر از یک سو و شهرداری اسلامشهر با حمایت سازمان شهرسازی و معماری از سوی دیگر بر سر حاکمیت در منطقه مبارزه می‌نمودند انگاری واقعاً این منطقه جزء مالکیت اجدادی آنها می‌باشد و از دست دادن یک متر آن برایشان حیثیتی است و با تمام قدرت باید مالکیت خود را احراز نمایند و افراد منطقه و صاحبان زمین‌ها رعیتی بیش نیستند و اصلاً اهمیتی ندارند.

جالب است که دست اندرکاران طرح صادرات خدمات چاپی به جای تلاش و رایزنی جهت جذب کسبه و تجار ایرانی مقیم اروپا باید طرحی طراحی نماید که چگونه می‌تواند دیوار محل چاپخانه را که با مجوز صادره از سوی فرمانداری اسلامشهر در حال محصور نمودن محل احداث چاپخانه است چگونه از حمله و تخریب به واسطه دو وانت نیسان پر از کارگران شهرداری جلوگیری نماید که نشد که نشد و این حمله اجرا گردید و دیوار که صبح بنا شده بود تخریب گردید و آقای شهردار هم با انکار این حمله و تخریب علامت سئوالی به بزرگی شخصیت کاذب این نوع مسئولین ایجاد نمود مورد ابهام برایمان این بود فرماندار در منطقه‌اش چه وظیفه و قدرتی دارد آیا شهردار قدر قدرت است ما که چیزی از این معادلات آخرش هم نفهمیدیم.

خلاصه طرحی که فکر می‌شد سریعاً به بار خواهد نشست 5 سال معیار قدرت نمایی مسئولین منطقه اسلامشهر قرار گرفت در حالی که ایجاد این واحد فرهنگی با تولیدات گوناگون فرهنگی در واحد چاپخانه چقدر به رشد فرهنگی منطقه با در اختیار قرار دادن رایگان تولیدات فرهنگی کمک و تاثیر گذار می‌توانسته باشد.

و معضل بیکاری و اعتیاد که منطقه اسلامشهر را به منطقه خلاف پروری تبدیل نموده است اگر مسئولین اسلامشهر کوچکترین نگرانی در این مورد داشتند به زور هم شده این طرح را اجرایی می‌نمودند به دلیل این که این طرح در سه شیفت و موارد جانبی بیش از 250 نیروی کار محلی را مشغول می‌نمود و تعدادی افراد ماهر و آموزش دیده در صنعت چاپ هم مشغول به کار می‌گردیدند.

البته تنها نگرانی که این مسئولین نداشته و ندارند حل مشکلات منطقه آنهاست.

بعد از ورود تمام مسئولین استانداری تهران بعد از 5 سال بدون حل شدن مشکل معاون محترم استاندار آقای درون پرور از سرپرست وقت شهرداری اسلامشهر خواستند در فرجه یک هفته شهرداری با شرکت چاپ و نشر پرشیا توافق نامه امضاء نمایند و به ایشان گزارش داده شود که انصافاً انجام شد بگذریم از این که در مصوبه شورای شهر یکی از موارد اشتباهاً درج گردیده بود که شکر خدا در مدت یک سال حل گردید.

خلاصه این طرح که به قول مسئولین طرحی ملی قلمداد می‌گردید روند کار اجرایی‌اش در داخل کشور به این صورت پیش روی می‌گردد و متاسفانه در خارج از کشور هم اجرایی شدن طرح به سریالی طنز (فردا حتماً کار تمام می‌شود) شکل گرفت البته در این مدت ضرر مالی غیر قابل تحمل نیز به مشکلات باید اضافه نمود.

بعد از گذشتن از این خوان‌های مردافکن با ارسال نامه‌های مکرر به امور اراضی استان که تقویم ارزیابی را انجام دهند تا فیش آنرا پرداخت نماییم متاسفانه حال درگیر مشکلات کارمندان جهاد شدیم و سه سال و نیم به طول انجامید و مبلغ ششصت میلیون تومان به 256 میلیون تومان افزایش یافت و اعتراض به این تفاوت پرداخت نمودیم که بعد از یک سال و نیم بدون اعتنا به فرهنگی بودن طرح و …. در تاریخ 19/7/96 تقویم ارزشیابی در همین حد از جهاد اسلامشهر دریافت نمودیم و به امور اراضی استان تهران مراجعه نمودیم جهت پرداخت که مسئولین امور اراضی فرمودند که پرونده گٌم شده است بعد از چندین ماه که پرونده در اداره دیگر یافت شد تازه فرمودند مصوب تبصره 1 ماده 1 یک سال بیشتر اعتبار ندارد و جالب است که در این مدت سه مدیر کل امور اراضی مصوبه را تصویب و تمدید نموده بودند.

مدیر عامل شرکت چاپ به مسئولین امور اراضی ابراز داشته است که چگونه مصوب تبصره 1 ماده 1 یک سال اعتبار دارد ولی تقویم ارزشیابی تغییر کاربری این شرکت یک بار سه سال و نیم و بار دیگر یک سال و نیم طول کشید است آیا امکان پذیر است در مدت یک سال موانع اداری را بتوان پشت سر گذاشت. البته جواب به ما دادند درست می‌گوید ولی قانونش اینه و هر دو با هم خندیدیم.

البته برای مسئولین قابل اعتنا نیست بگذریم با مراعات و کمک به شرکت چاپ و طرح آن در مورخ 30/2/97 در جلسه تغییر کاربری پرونده شرکت مطرح و مورد تصویب قرار گرفت.

حالا نوبت سازمان شهرسازی و معماری شده بود که خودی نشان دهد و اهمیت اداره خود را به رخ ارباب رجوع بکشاند در نتیجه اعلام نمودند که کار گروهی که در استانداری تصویب گردیده است و تاریخ انقضا ندارد باید دوباره در کار گروه مطرح شود به معاونت سازمان شهرسازی کاملاً توضیح داده شد که به تمام مقدسات در این موقعیت حساس کشور زمان بسیار حیاتی است فرمودند دو ماه حداکثر طول می کشد بعد از یک ماه که به این سازمان مراجعه نمودیم کارشناس مربوطه نه پرونده یادش بود و نه اقدامی نموده بود.

در نتیجه به دلیل پرداخت روزانه 50 یورو جهت انبارداری دستگاه‌های چاپ دست به دامان استاندار محترم و مدیر کل جهاد کشاورزی استان تهران شده‌ایم تا چه شود؟

در گذر زمان از توجه به موضوع صادرات خدمات چاپی به اروپا و وارد شدن ارز به کشور در حد صادرات فرش تا امروز .

دو نتیجه و تجربه به دست آمد.

اول این که سردمداران اداره کشور بطور جدی باید بررسی نمایند چه اتفاقی افتاد که کارمندان اکثراً هویت کاری را از دست داده‌اند و نمی‌دانند برای چه به کار مشغول می‌شوند و وظیفه‌اشان چیست.

آنچه ما درک کردیم اینست که کارمندان احساس می‌نمایند که ارباب رجوع مزاحمی است که اگر دلشان خواست کاری برایش انجام می‌دهند و گرنه ارباب رجوع حقی ندارد و بدون تعارف همه ادارات طلب کار از ارباب رجوع هستند و ارباب رجوع بی‌پناه با گردنی کج و ملتمسانه در بارگاه آنان باید به ایستد تا کارش خراب نشود و کارمند از سر لطف و دلسوزی کاری انجام نماید.

واقعاً مسئولین باید در فکر ایجاد طرحی نو باشند هر چه دیرتر در فکر چاره باشند مطمعناً دیگر توان اصلاح نخواهند داشت دومین تجربه که کسب شد این مورد بود که اکثر مسئولین در منطقه و حیطه کاری خود هیچ اعتنایی به رشد منطقه ندارد و فقط در فکر برنامه ریزی است که با چه ابزاری می‌تواند خودش به مرحله بالاتر صعود نماید دلیل به دست آمدن این تجربه این بود که هیچ فردی در منطقه اسلامشهر راجع به طرح صادرات خدمات چاپی یک سئوال هم ننمودند که طرح چیست چه سود اجتماعی و مالی برای منطقه دارد و حتی مسئولین شرکت که سعی می‌نمودند با توضیح در مورد فواید طرح و اثرات آن در منطقه و جذب حمایت آنان را نمایند اصلاً جذابیت برایشان نداشت و حوصله شنیدن هم حتی نداشتند.

واقعاً فکر شده است ؟ که با این روش این ره به ترکستان خواهد رسید و در چند سال آینده آیا فردی یا گروهی پیدا می‌شود که طرحی را تدوین و اجرا نمایند با کمی کار میدانی کاملاً متوجه می‌شویم که چه به روز افرادی که دلشان برای این مرز و بوم می‌تپد و می‌خواهند برای مردم و کشور خدمت نمایند در آمده است.

فقط اتلاف وقت و از بین رفتن سرمایه چیزی دیگری نصیب آنها نشده است روند این طرح خود نمونه بسیار روشنی است و افراد گروه با سماجت و پشتکار فرهنگی مطبوعاتی که داشته‌اند تا کنون ادامه داده‌اند و تصمیم به فعل در آمدن این طرح دارند چون می‌دانند اگر طرح اجرا نشود دیگر هیچکس انجام نخواهد داد.

واقعاً وظیفه مسئولین در مورد این طرح و تشویق افراد جهت روی آوردن به این نوع فعالیت‌ها چیست و با این که از مشکلات مطلع شده بودند چه قدمی برداشتند؟

در این مقطع زمانی در جهان کشوری می‌تواند موفق و سر بلند بماند که تمام مسئولین در رشد و گسترش کارایی افراد جامعه موفق گردند در غیر اینصورت با این روش‌ها و مانع تراشی کلاه جامعه پس معرکه خواهد بود.

جهت اطلاع و آگاهی تعدادی از مکاتبات در ادامه خواهد آمد. و تا تاریخ 20 تیر ماه 1397 که قبلاً دست به دامان استاندار محترم شده‌ایم و با نامه‌ای در تاریخ 2 تیر ماه 1397 از ایشان یاری طلب نموده‌ایم نتیجه ارسال دو نامه از استانداری به فرمانداری اسلامشهر و ارسال یک نامه با ضمیمه نامه این شرکت به استاندار محترم و درخواست رسیدگی از طرف جناب آقای خراسانی مدیر کل فنی و امور عمرانی به آقای محمدزاده مدیر کل راه و شهرسازی استان تهران بوده است.

در تاریخ 23/4/97 با در دست داشتن نامه ارسالی از استانداری به جناب حقیقی فرماندار محترم اسلامشهر و مسئول بازرسی فرمانداری به شهرداری اسلامشهر مراجعه نمودیم یکی از مسئولین شهرسازی شهرداری اسلامشهر 4 عدد نامه استعلام به چهار اداره گذشت کف دستمان و گفت برید به این ادارات و جواب بیاورید عرض شد که یک بار این استعلامات را گرفته و تقدیم داشته‌ایم و کاری در محل احداث چاپخانه نکرده‌ایم که نیاز بررسی دوباره داشته باشد به حالتی که برو حالش رو ببر، گفتم آقا هر روز بدویم چقدر طول میکشه در جواب ما فرمودند 20 تا 25 روز واقعاً یکی از استعلام‌ها برایمان جالب بود که خطاب به مدیریت محترم میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران صادر شده بود که بررسی و اعلام نظر فرمایید عرض کردم زمین خالی است چه نظری بدهند مدیریت میراث فرهنگی و گردشگری تو کاری که بهش محول شده مونده و کلی تو این سال‌ها میراث فرهنگی این مرز و بوم از بین رفته واقعاً کار درستی از این اداره وقت بذارد تو زمینی بی آب و علف دنبال دفینه بگردد (ایشان هم فرمود مثل این که کار از دست خارج گردیده)

و در ضمن ابراز اطلاع از نامه صادره از سوی جناب آقای خراسانی مدیر کل امور فنی و عمرانی استانداری نمودند!

متوجه شدم منظورشان از این گفتار چه بود.

در این زمان جهاد کشاورزی اسلامشهر طی تماس اعلام نمودند که نامه مصوبه تقویم و ارزشیابی محل احداث چاپخانه آماده است البته نماینده فرمانداری چون در جلسه نبوده امضاء نکرده است البته با دو امضاء کامل است.

با مراجعه به اداره جهاد کشاورزی اسلامشهر تقویم ارزشیابی را جهت تحویل به اداره کل جهاد استان تهران دریافت نموده و کپی نیز به شرکت چاپ و نشر جهت آرشیو دادند با رویت آن کلی دلخور شدیم، کلی به حال خودمان و مردم این مرز و بوم قلبم به درد آمد و تاسف خوردیم.

که مصوبه قبلی تقویم ارزشیابی که اعتبار پرداخت آن تا 19 اردیبهشت ماه 97 بود و شرکت به آن مبلغ معترض بود بعد از چند ماه 000/000/200/3 ریال محاسبه نموده بودند.

در جلسه تیر ماه سال 97 بعد از گذشت چند ماه مصوب نموده‌اند 000/000/400/6 ریال شرکت چاپ و نشر جهت تغییر کاربری باید به پردازد واقعاً خنده‌مان گرفت و خنده ولم نمی‌کرد یاد مثال معروف افتادیم که (خرج چون از کیسه مهمان بود حاتم طایی شدن چه آسان بود).

دوستان عضو کمیسون نمی‌دانم می‌دانند که مبلغ‌های که مصوب نموده‌اند را ما چندین بار چک کردیم تا درست نوشته باشند چون در طول عمرمان طبق آموزش‌های خانواده بزرگترین سرمایه خدمت به مردم و هم میهن می‌باشد و چنان غرق این مورد بودیم و فکر می‌کردیم فقط این مبلغ‌ها را با فعالیت در عرصه رانت‌ها توان تامین نمود واقعاً اعضاء کمیسون تقویم هم حتماً با این موارد بیگانه‌اند که توصیه پرداخت این ارقام را برای افراد فرهنگیان می‌نماید.

سئوالی که توجه خیلی‌ها را در املاک احمد آباد و اسلامشهر جلب نمود افزایش درست دو برابر شدن قیمت زمین‌های خاکی و اعلاء بدون یک ریال کمتر یا بیشتر بود در مورد محاسبه تقویم ارزشیابی صاحبان املاک چقدر خواهش و تمنا … کردن که زمین‌هایشان را اعضاء کمیسیون تقویم ارزشیابی جهاد اسلامشهر کمک و رهنمود بدند تا فروش به این قیمت‌ها بتوانند بفروشند.

واقعاً به کجا می‌رویم شنیده بودیم دوستی بدون علت می‌شود ولی دوشمنی هرگز

فکر می‌کردم واقعاً این چه ظلمی است بی هیچ ثمری برایشان به هموطن خود روا می‌دارند و حاضرند در این زمانی که بیکاری زخمی بزرگ بر قلب جوانان میهن است و اعتیاد در کمین، با این اهمال طرحی نتواند به فعل تبدیل شود و هیچ توجیه‌ای نیست که جایی در این مملکت باشد که زمین‌هایش در چند ماه دو برابر افزایش یافته باشد. البته گزارش این موضوع را در تاریخ 24/4/97 طی نامه‌ای به مهندس مقیمی استاندار محترم تهران تقدیم نموده‌ایم.

امیدوارم دستوراتی صادر فرمایند که کارمندان استان زیر بار اجرا آن بروند البته ادامه ماجرا مرتب اطلاع رسانی می‌شود.

برایمان جالب بود شاید برای شما هم جالب باشد که بعد از آن همه قسم و خواهش از خانم باقری معاونت شهرسازی و معماری استان تهران که واقعاً در حال حاضر زمان برای ما حیاتی است و هر روز گذشت زمان ضرر است و تمنا نمودیم که سرعت به کار دهند و ایشان فرمودند کارشناس تعیین نموده‌اند سریع کار انجام می‌شود بعد از یک ماه که به کارشناس رجوع نمودیم ایشان گفتند چه کشکی و چه ماستی یادشان رفته بود اقدام نمایند تازه فردای آن روز نامه به شهرداری زدند خنده دار است که تمام استعلامات را اداره‌های مربوط فرمودند بیش از دو ماه طول می‌کشد.

گفتیم آقا ول کن مگه می‌خواهی چه بکنی گفتند دو تا سه هفته می‌کشد تا نامه استعلامات، سعی می‌کنیم که مواردی که واقعاً وقت تلف کن می‌باشد یا موارد غلط و خسته کننده که روش اداری آن باعث خنده و تاسف است را ابراز نماییم به مسئولیت خود در قبال جامعه عمل نماییم مسئولین و دست اندرکاران که وظیفه آنها راحتی افراد جامعه و ایجاد بستر مناسب برای رشد و ترقی میهن‌مان می‌باشد به مسئولیت و وظیفه خود جامع عمل بپوشانند هم با گفتار و هم نوشتاری به اطلاع آنها این موارد رسیده است حال مانده تا چقدر این بزرگان با وظیفه خود و صندلی که به آن تکیه زده‌اند آگاهی داشته باشند.

در راستای رویای صادرات خدمات چاپی به اروپا هنوز در حرکت و تکاپو هستیم و استعلامات را پیگیری می‌کنیم دو مورد مضحک و آزار دهنده را شرح می‌دهیم در تاریخ 22/4/97 شهرداری اسلامشهر استعلامی را برای سازمان آب و فاضلاب به مدیران پایتخت به وسیله نامه‌رسان مدیر شرکت ارسال نمودند و با سازمان آب و فاضلاب 23 تیر ماه تماس حاصل گردید گفتند بروید به اداره آب و فاضلاب اسلامشهر پی‌گیری نمایید در این ایام گرم گاز ماشین را گرفتم و خدمت معاون اداره آب و فاضلاب اسلامشهر رسیدیم این جناب هم لطفی کردند و دستی بر کامپیوتر بردند و سپس فرمودند برید طبقه پایین اداره حقوقی رفتیم و با هزار طرفند و ناله جوانکی که آنجا بود راضی کردیم نامه استعلام را روی کامپیوتر دیدی بزند و از ایشان پرسیدم بزرگوار چقدر زمان می‌برد تا جواب استعلام را بدهید فرمودند حداقل 4 ماه به ایشان عرض کردم شرح مشکل زمان را و … تا این که تخفیف دادند و گفتند دو ماه کمتر نمیشه گفتم آقا این زمان کافی تا لوله آب تا کشورمان به همسایه خلیج فارس کشید نه برای جواب استعلام، سرتون درد نیارم گفت این مدارک را هم باید ارائه دهید عرض کردم همراهم هست فرمودند باید کارشناس بیاید بازدید آن روز بیاورید فهمیدم حوصله نداره رفتم پیش کارشناس گفت پرونده‌ای تشکیل باید بدید ووو عرض کردم نامه استعلام را برای شما فرستادن تلفن برداشت با قسمت مدیریت شروع به گفتن آقا بهم اطلاع بدید نامه را می‌فرستید اولین شکایت و تقاضای من این که اینترنت درست و حسابی برامون تامین کنید از صبح فایل‌ها باز نشده و به من هم گفت برو عزیزم چهارشنبه 3/5 مرداد بیا که هم پرونده‌ات را کامل کنی هم نامه استعلامات را بیارن هم من وقت برای بازدید داشته باشم گفتم خوب اگر نامه باید از تهران بیاد پیش شما پس چرا شهرداری اسلامشهر نامه را گفت تهران ببر واقعاً برای باز شدن و قوی شدن پاهای ارباب رجوع این روش تمرین را برنامه‌ریزی کردند گفت نه بابا کی حوصله فکر کردن و برنامه‌ریزی دارد ما مدیرمان حق امضاء نداره و مدیر تهران باید امضاء کنه عرض کردم در این مورد مدیران تهران غیر امضاء کار دیگه هم می‌کنه فرمودند فقط امضاء، چهارشنبه 3/5 خدمت این بزرگان در اسلامشهر رسیدیم گفتند برید پیش معاون رفتیم پیش ایشان کپی نامه استعلام را هم تقدیم ایشان کردیم اسم شرکت رو پرسید و گفت بپرس نامه‌اش آمده یک خانم دفتری را باز کرد و گفت نه به ایشان گفتم جناب مدیر هفته پیش نامه استعلام را روی کامپیوتر یافتند جالب واقعاً مثل هنر پیشه‌های دریافت اسکار چنان وانمود کردند که من فکر کردم واقعاً خواب دیدم و پیش ایشان نیامده‌ام و فرمودند نامه‌ات را ندیدم و یادم نمیاد پرسید آقا 10 روز که نامه را فرستادن نرسیده به شما؟

در ضمن پیشرفت و زحمت دنیای علم که کامپیوتر را جهت راحتی مردم جهان اختراع نمودند چرا در میهن ما باعث مشکلات و علافی این ملت نجیب ایران گردیده اتوماسیون اصلاً یعنی چی معنی داره یا نه ؟

سرتون درد نیارم فعلاً گفتند شنبه 6/5 بیا یعنی نامه اداری وطنی 14 روز می‌کشد از آب و فاضلاب تهران به همین اداره در اسلامشهر برسد فعلاً در حد حرف گفتند بیا فکر کردم آن جوانک اداره حقوقی گفت 4 ماه که من از دست نروم یک سال دیگه خوبه جواب استعلام برسه تهران و اگر برای مدیر مستقر در تهران مشکلی براش پیش نیاد و امضاء کنه شانس آوردیم.

خلاصه اداره راه هم فرمودند که این اداره در اسلامشهر مدیرش حق امضاء ندارد و مدیر پایتخت نشین باید امضاء کند و فرمودند این حکایت سر درازی دارد و به من تفهیم کرد که خداوند صبر ایوب را برای سر مشق ملت ایران آفریده‌اند می‌بینید که اروپاییان نعمتی مانند صبر ایوب ندارند.

واقعاً نمیشه فهمید مسئولین استان کار بلد نیستند یا آزار مردم برایشان لذت بخش است یا این که در عمرشان صندلی که به آن تکیه داده‌اند را بر نمی‌تابند و تازه موقعیت اظهار وجود پیدا کرده‌اند که شهر اسلامشهر با این هم دنگ و فنگ و شهرهای اقماریش مدیرانش در حد امضاء استعلام نیستند تا این تاریخ که وارد ماه سوم بعد از تصویب و بازداشت مصوبه تبصره 1 ماده 1 این شرکت بنا به دستور خانم باقری معاونت شهر سازی و معماری گروه مصوب کار گروه شهرسازی است که قبلاً دریافت گردیده هنوز در خم کوچه اول هستیم و با تمام توان جان میکنیم که نکته تا این بیگاری‌ها را داریم انجام میدیم زمان مصوب تبصره 1 ماده 1 پایان یابد و علی بماند و حوض‌اش باز تکرار می‌کنیم این ره به ترکستان و عقب ماندگی منجر می‌گردد و جز بی تفاوت در افراد کاردان نتیجه‌ای حاصل نمی‌گردد به قول مثال که داریم «کار هر کس نیست خرمن کوفتن گاو نر می‌خواهد و مرد کهن».

جالب سردمداران استان تهران با دریافت دو نامه از این شرکت که منجر به صدور چند نامه نمایشی از طرف استانداری شد نتیجه‌ای حاصل نگردیده است و تازه متوجه شدیم که برای دیدن استاندار استان‌مان باید حداقل یک ماه و نیم صبر ایوب داشته باشیم و شانس هم یار و مدد کارمان باشد تا پنج دقیقه ایشان را رویت نمایم واقعاً چه می‌خواستیم بشه چی شد.

این گزارش که تا نهایت آن اگر عمری باشد تقدیم می‌شود به دلیل این که واقعاً مشتی از خروار است که دلیل بسیاری از مشکلات و باعث عقب ماندگی میهن مان خواهد شد.

ادامه دارد…

 

چه باید کرد؟

 

شعر و ادب
شعر و ادب
ورزش همگانی
ورزش همگانی یا فرهنگ ورزش همگانی
چی میخواستیم بشه، چی شد!
چی میخواستیم بشه، چی شد!

                                                                        

ورزش همگانی یا فرهنگ ورزش همگانی

فرهنگ ورزش همگانی در کشورهای توسعه یافته نهادینه گردیده است و مسئولین شهری بسیار به این امر توجه دارند و بسترهای لازم را در تمام مناطق شهر جهت ورزش همگانی آماده و مهیا می‌نمایند ورزش همگانی در جامعه نشاط ایجاد می‌نماید و کارایی افراد جامعه را افزایش داده و مهم‌تر باعث سلامت و پیشگیری از بسیاری از امراض می‌گردد ورزش همگانی از جهت مالی و کارایی افراد جامعه باعث صرفه‌جویی در هزینه درمان گردیده و هزینه‌های قابل توجه‌ای از دوش دولت‌ها بر می‌دارد.

بسیاری از مسئولین ورزشی در کشورمان واقعاً هدف ورزش همگانی را نمی‌دانند و تا موضوع ورزش همگانی مطرح می‌شود عنوان می‌نمایند مسابقات در محلات تدارک دیده‌اند یا این مقدار توپ تقسیم نموده‌اند.

متاسفانه هنوز هم تعریف درست و معینی از ورزش همگانی در رده‌های بالای مسئولین ورزش کشور نداریم تا آن مقدار که جستجو نمودیم تعریفی به دست نیاوردیم ورزش همگانی در کشورهایی که آحاد جامعه به ورزش می‌پردازند به عنوان فرهنگ مطرح می‌باشد که باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد و تمام افراد جامعه به ورزش همگانی به عنوان وظیفه و یا عادت توجه نموده و باید انجام پذیرد ورزش همگانی را می‌توان حرکت و فعالیت بدنی دانست و به هیچ ورزش خاصی ارتباطی ندارد.

در کشورهای پیشرفته پوشیدن لباس ورزشی به هر شکل آن در طول روز عادی است و عیب تلقی نمی‌گردد و تعلق به ساعت خاصی و سن خاصی هم ندارد. آیا در جامعه خودمان هم اینچنین است؟

با توجه به همین نکته متوجه می‌شویم که چقدر با فرهنگ ورزش همگانی بیگانه و از آن دور هستیم.

در جامعه خودمان اگر دقیق توجه کنیم ظاهر شدن با لباس گرمکن در اماکن عمومی چه قدر دور از انتظار است و رفتاری بیگانه با فرهنگ جامعه تلقی می‌شود.

در سال 82 با مطالعه‌ای که در مورد ورزش همگانی در چندین کشور توسعه یافته نموده و با احساس مسئولیت نسبت به میهن عزیزمان دو طرح در این راستا مدون نموده با مدیر کل تربیت بدنی استان تهران در میان گذاشته شد که ایشان هم تمایل بسیار نشان دادن که با همکاری مستمر کوشش در نهادینه نمودن فرهنگ ورزش همگانی در میهن‌مان انجام دهیم و طرحی دو ساله تدوین نموده از شروع اجتماع احاد مردم تا رساندن تجمع به مناطق تا فعالیت انفرادی در جامعه که اگر امکان پذیر می‌گردید شاید تا کنون این فرهنگ در جامعه نهادینه شده بود که متاسفانه مانند بسیاری از طرح‌ها عقیم ماند اصولاً با جابجایی مدیران رسم شده که تمام طرح‌ها مسکوت بماند و مدیران جدید قدرت و کارایی مدیر بودنشان را در توجه به طرح‌ها جدید می‌دانند و این دایره مرتب ادامه دارد و صدمات و هزینه‌های مالی بسیار این تفکر بر دوش مردم و دولت وارد می‌آورد و نا امیدی در فعالان که توان کاری دارند روز به روز بیشتر می‌گردد.

زمانی که طرح دو 110 را آقای مرحوم خطیب مدیر کل تربیت بدنی استان تهران با مدیریت اجرایی موسسه فرهنگی و هنری آرین‌خو جهت نهادینه نمودن فرهنگ ورزش همگانی کلید خورد بیشتر مسئولین شهری آن زمان هشدارهای جدی در برگزاری این همایش‌ها می‌دادند که امکان بروز مشکل برای مجریان همایش دور از انتظار نیست و تا سال 82 همایش به این وسعت و تعداد شرکت کننده سابقه نداشته است.

در این دو همایش بزرگ شرکت تمام اقشار با هر نوع ایده و هر سنی بستر شرکت کردن کاملاً برایشان آماده گردید و با هدف اصلی فرهنگ ورزش همگانی «ورزش برای ورزش و سلامتی» به عنوان شعار همایش شروع به اجرا گردید در همایش دو 110 تشویق شرکت کنندگان از دو نسل در یک خانواده جهت شرکت برنامه‌ریزی شده بود که با موفقیت به این هدف همایش رسید و در همایش حرکت سبز «دوچرخه» برنامه‌ریزی شده بود که سه نسل از یک خانواده به صورت خانوادگی شرکت نمایند و با تشویق‌های لازم و جوائز اختصاصی به این هدف در حد امکان همایش رسید.

متاسفانه به علت پی نبردن مسئولین وقت تربیت بدنی کشور به اهمیت طرح و اهداف طرح روند طرح نهادینه نمودن فرهنگ ورزش همگانی عقیم ماند که جای بسیار تاسف و تاثر است که به جای این که مسئولین ورزش کشور که باید مشوق و خادم افرادی که می‌خواهند به ملت و کشور خدمت نمایند باشند این افراد باید با خواهش و التماس از آنان درخواست نمایند که کمک کنند تا به توانند خدمتگزاری نمایند.

اثرات آن دو همایش به صورت هفتگی بدون برنامه مشخص از سوی شبکه‌ای در صدا سیما در استان‌ها به نمایش در می‌آید.

با بررسی واقعی و دلسوزانه و مقایسه‌ای واقعی رشد و پیشرفت ورزش میهن مان با ورزش کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس به راحتی متوجه می‌شویم که اگر مسئولین ورزش مدیریتی درست و برنامه‌ریزی شده که مدیران بعدی نیز آن برنامه‌ها را تکامل و گسترش دهند.

کشورهای که بعضی رشته‌های ورزشی در آنان به قدری ابتدایی بود که حتی قابل بررسی با ورزش کشورمان نبود ولی در حال حاضر چنان رشد نموده‌اند که به عنوان حریف برایمان مطرح می‌باشند.

واقعاً باید فکری نمود و روندی غیر از روش ماضی و معیار انتخاب مدیران تا کنون اتخاذ نمود تا ورزش کشور به رتبه‌ای که لیاقت و شایستگی‌اش است برسد و امید است مدیران ورزش کشور به تعریف درستی از ورزش همگانی برسند تا امیدی به نهادینه شدن فرهنگ ورزشی همگانی در کشور عزیزمان بشویم که مهم یکی از رشد جامعه در تمام ابعاد است.

گسترش فرهنگ ورزش همگانی در کشور باعث خواهد گردید تا بسیاری از معضلات جامعه از بین رفته یا بسیار کمرنگ گردد و در راستای اقتصادی نیز فرهنگ ورزش همگانی باعث پیشگیری از بسیاری از بیماری‌ها گشته و هزینه‌های درمان در میهن اسلامیمان بسیار کمتر گردند و همچنین به مرور افراد جامعه دارای نشاط و تحرک بیشتر می‌گردد که باعث بالا رفتن کارایی و نشاط جامعه می‌گردد و همچنین تنش و عصبی بودن افراد جامعه تعدیل می‌یابد و محبت و کمک به دیگران در جامعه رشد و گسترش می‌یابد البته برای رسیدن به این مهم توانایی و ابزار خاصی را می‌طلبد که مهم‌ترین فاکتور وجود مدیری دانا و آگاه به جامعه شناسی و ورزشی است.

دومین مورد، مدیران و سردمداران تربیت بدنی مطالعه نمایند و تعریفی درست از ورزش همگانی داشته باشند و فرق رشته‌های ورزشی و ورزش همگانی را بدانند و همچنین به درایت لازم رسیده باشند که مقوله فرهنگ در جامعه چگونه تعریف می‌گردد و برای نهادینه نمودن یک رفتار در جامعه که به صورت فرهنگ در آید چه مراحلی را باید طی نمود و زمان لازم برای رسیدن به آن چگونه است و با استمرار در سالیان پیش رو می‌توان به این مهم دست یافت پس برای نهادینه نمودن فرهنگ ورزش مدیری لایق با برنامه‌ای چند ساله و بررسی مستمر موقعیت و پیشرفت در کار و الزام به این که اگر در این راستا مدیری به هر دلیل تعویض گردید هیچگونه توقفی در کار پیش نیاید تا با تلاش همگان به این مهم دست یابیم و پارک‌هایی که با زحمات و هزینه بالا احداث و نگهداری می‌گردد سلامت محیطی خود را به دست آورد و لانه فساد و عرضه مواد مخدر که گریبان تمام پارک‌ها را گرفته است نابود شود و کلیه افراد جامعه از کودک تا افراد مسن با نشاط و تحرک‌شان پارک‌ها را زینت بخشند.

امید است که گوش شنوایی یافت شود؟!

انشاالله

شعر و ادب

بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین را به یاری طلب کنیم

 

در این دو دهه اخیر به دلایل متعددی در جامعه اخلاقیات کمرنگ گردیده و رو به نابودی در حرکت است بی‌اعتمادی، دروغ، ریا و تزویر… جایگزین صفات زیبا می‌شود. روح مهر و محبت و کمک به یکدیگر در جامعه جای خود را به عصبانیت، عدم گذشت و بی‌تفاوتی نسبت به هم داده است.

ایرانیان از زمان پیدایش ایران زمین مشهور به صفات والای بوده‌اند ولی متاسفانه در چند دهه اخیر بسیاری از اخلاقیات که در جامعه حاکم بود و کلیه افراد جامعه خود را موظف به نگه داری حرمت‌هایی می‌نمودند در این سال‌ها چنان کمرنگ شده است که انگاری اصل نبوده است و قدیمی‌ها برای جوانان زمانی که این اخلاقیات و صفات افراد جامعه چندین دهه گذشته را برایشان بازگو می‌کنند چنان وانمود می‌نمایند که داستان تخیلی شنیده‌اند.

چگونه شد که جامعه با داشتن تاریخی چنین افتخار آفرین و پیروی از امیر مومنان الگوی بخشش و تمام صفات انسانی و مردانگی و داشتن الگوی چون امام حسین و ابوالفضل (ع) جامعه به این بی‌اخلاقی رسیده است و اعمالی که تا چند دهه قبل تنگ و بی‌ابرویی محسوب می‌گردید برای بسیاری از مسئولین ریا کار امری عادی گردیده است و اخلاق اکثر افراد جامعه به سمت بی‌اخلاقی در حرکت‌اند.

جامعه به جایی رسیده است که بسیاری از نسل‌های آینده‌ساز میهن‌مان، بزرگان خانواده خود را به دلیل پاکی و ایمان داشتند به صفات الهی که نتیجه آن وضعیت نابسامان مالی گردیده است هالو و از مرحله پرت می‌دانند و رعایت صفات عادی آدمیت در جامعه امروزی به عنوان شاخصه‌های مهم محاسبه و بیان می‌گردد.

در جهت سلامت اجتماع باید کاری کرد، فکری کرد تا واقعاً دیر نشده و دیگر هیچ کاری نتوان کرد.

البته واقعاً باید افراد پاک را بتوان جایگزین مسئولین ریا کار نمود تا بشود طرحی تدارک دید. در سال‌های نه چندان دور بزرگان ادب و فرهنگ این مرز و بوم اندیشه آنها مانند معلم روح جامعه را تعلیم می‌داد و ارزش خوبی‌ها را به رخ جامعه می‌کشید و اکثر جامعه با اندیشه این بزرگان مانوس بودند و به نسل بعد هم انتقال می‌دادند و خواندن کتاب‌های حافظ مولوی، عطار، سعدی و… در فرهنگ جامعه ایران نهادینه گردیده بود و بسیار در جهت سالم ماندن جامعه اثر بخش بود و روح جمعی جامعه را رو به لطافت هدایت می‌نموده است متاسفانه چه پیش آمد؟ که نام و اندیشه این ستارگان در جامعه کمرنگ و به حداقل نشان در بین نسل آینده میهن‌مان گردید.

اگر واقعاً تصمیم و اراده‌ای است که از نابودی اخلاقیات در جامعه جلوگیری نمود یکی از شاخصه‌های مهم گسترش اخلاق در جامعه و یاری و مدد گرفتن از بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین است که فقط با طراحی و تدوین برنامه‌های حساب شده اندیشه و لطافت گفتار و آموزه‌های این بزرگان را با یاری افراد دانا و صاحب نظر واقعی در جامعه گسترش دهیم تا این زمان افراد نادان و ریاکار صدمات سهمگین بر پیکر اخلاق جامعه وارد نموده‌اند.

مسئولیت جذب و ایجاد شوق در جوانان میهن‌مان در راستای برنامه‌ریزی و گسترش مطالعه در مورد گنجینه شعر و ادب پارسی را باید مشخص گردد که چه نهاد و یا افرادی عهده این امر خطیر هستند. شناخت ستاره‌های درخشان ادبی و مطلع شدن از اندیشه آنان و دانستن موقعیت جهانی این بزرگان و اندیشه آنان که پایه هویت جوانان میهن‌مان را شکل می‌دهد و همچنین بی‌توجهی به آن هویت و ملی‌گرایی را در بین آحاد جامعه ضعیف نموده و افراد جامعه بی‌تفاوت نسبت به از دست دادن ریشه‌های افتخار آمیز خود می‌گرداند.

جهت برنامه‌ریزی و گسترش این مهم مسئول کیست؟ آیا اگر مسئولی است؟ چگونه مورد ارزیابی و گزینش قرار می‌گیرد آیا تا به حال ارزیابی صورت پذیرفت و آیا مرجع فرهنگی و دلسوزی در جامعه در این مورد پاسخگو می‌باشد؟ با بررسی وضع موجود برداشت می‌شود نه مسئولی در این حوزه وجود دارد و نهادی مسئول جهت ارزیابی و بررسی وجود نداشته است با کار میدانی مختصری در جامعه سریعاً احساس می‌شود که به سن آحاد جامعه از ریشه‌های غنی فرهنگی و احوالات بزرگان ایران زمین که در آسمان فرهنگ جهان می‌درخشند هر روز بی‌اطلاع‌تر از قبل شده‌اند و بیگانه با سرمایه‌هایی که باعث افتخار ایرانی و شاخصه هویت ایرانی است گردیده‌اند.

جوانان این مرز و بوم آنهایی که اهل مطالعه هستند و گرایش به دانستن دارند آنقدر که از بزرگان ملل دیگر اطلاع دارند درصد ناچیزی از بزرگان ایران زمین و اندیشه آنها چندان شناختی ندارند و صیف عظیمی که اصلاً شناختی ندارند شگفت انگیز است که بزرگانی مانند رودکی و… تا فردوسی را کشورهای همسایه سعی در مصادره نمودن حتی نام آنها را جهت افتخار برای ملت و کشور خود دارند ولی متاسفانه جامعه ما حتی این ثروت عظیم و تکرار نشدنی خود را نه آنچنان می‌شناسند و نه سعی در حفظ آن دارند.

باید در این راستا بطور جدی تلاش نماییم تا آحاد جامعه بالاخص نوجوانان و جوانان با بزرگان فرهنگ و ادب ایران کهنسال آشنایی کامل پیدا نمایند و اندیشه ستارگان تابناک آسمان کشورمان در جامعه گسترش یابد.

برای رسیدن به این هدف والا مردان واقعی فرهنگ و هنر و دولت مردان مسئول و وطن دوست باید تا دیر نشده طرحی نو در اندازند این حرکت یک حرکت ملی خواهد بود و عواملی که باعث گردیده است که به اینجا برسیم را شناسایی و بررسی نماییم البته به چند مورد اشاره می‌گردد.

اولین مورد بازنگری جدی دولت در مورد نیروهای نهادهای مرتبط با عرصه‌های فرهنگ و هنر و همچنین مراکز فرهنگی که به صورت ظاهر غیر دولتی ولی در باطن دولتی هستند نمایند که قسمت اعظم بودجه فرهنگی کشور را از آن خودشان می‌دانند و اکثر بودجه که باید در راستای رشد و گسترش فرهنگی صرف گردد در راستای مسائل ستادی و اجرایی صرف می‌نمایند و همچنین بیشتر دیدگاه گزینشی به مقوله فرهنگ دارند و بیشتر به مقوله‌های تبلیغاتی و دارای هیاهو فرهنگی می‌پردازند کارشان رضایت بالا دستی‌ها در راستای منافع شخصی می‌باشد.

موردی که باعث خانه نشینی و رها نمودن فعالیت از سوی افراد یا گروه‌های فرهنگی دلسوز و صادق گردیده است نحوه برخورد و طرز فکر بیشتر دست اندرکاران نهادهای متولی فرهنگ و هنر با اربابان فرهنگی و هنری است اگر اراده و همتی در ایجاد تحول اساسی می‌باشد نیاز به همت بزرگان فرهنگ و ادب میهن اسلامیمان و همکاری تنگاتنگ با متولیان فرهنگی کشور در جهت تدوین طرح‌های فرهنگی متنوع در این راستا و کمیته بررسی کننده طرح‌های فرهنگی با دانش کافی و صلاحیت بررسی را داشته باشند متاسفانه تا کنون بیشتر چنان برخورد غیر اصولی با خادمان فرهنگی نموده‌اند که فرد تولید کننده طرح فرهنگی شخصیت‌اش چنان مورد هجمه قرار می‌گیرد که احساس می‌کند او را فردی تنگدست که جهت رفع حاجت مالی طرحی را به این درگه آورده است و نتیجه این می‌شود که عرصه فرهنگی را رها و عطا را به لقایش می‌بخشند.

افراد صادق و دلسوز که واقعاً ذخایر مهم و اثر گذار در عرصه فرهنگی هستند خانه‌نشین می‌گردند و افراد سودجو و منافع طلب جایگزین آنها می‌شوند و سکان فرهنگی را به دست می‌گیرند از حقیر شدن ابایی ندارند و با خوش رقصی و چاپلوسی و بله قربان گفتن مسئولین کم اطلاع را به بیراهه می‌کشانند و بسیار دیده شده است که چه بودجه‌های بزرگی را این گونه افراد به هدر داده‌اند و نتیجه آن جز رسیدن افراد کوچک به خواسته مالی شان حاصل نداشته است ستارگان ادب و هنر کشورمان در وطن خود غریب و نا آشنا هستند در حال حاضر کاملاً احساس می‌شود کشورهای همسایه با وقاحت در تقسیم و اختصاص این گنجینه بی بدیل فرهنگ و ادب‌مان با هم رقابت می‌نمایند از رودکی … تا فردوسی و … را سرمایه و افتخار خود می‌دانند و در مصادره نمودن نام و اندیشه این بزرگان تبلیغ و سرمایه گذاری فراوانی می‌نمایند متاسفانه عکس‌العمل دیر هنگام و بدون انگیزه لازم مسئولین کشور و بی‌تفاوتی جامعه روبرو می‌شویم که نشان از بیراه رفتن و کم کاری نهادهای فرهنگی کشورمان است جوانان و نوجوانان میهن‌مان که باید بزرگان و اندیشه آنها را بشناسند و به آنان افتخار نمایند و از این اندیشه‌های ناب در طول زندگی سود برند و به دلیل این که هویت و ریشه‌های فرهنگی ایران زمین هستند و جهان به آنان می‌بالد می‌بینید اصلاً نام بسیاری از این بزرگان را نمی‌دانند و دانش و اطلاعی چندانی ندارد اما بالعکس بزرگان کشورهای دیگر را هم می‌شناسند و هم اطلاع از آثار و اندیشه آنها دارند که متاسفانه باعث تنزل هویت ایرانی می‌شود.

واقعاً سردمداران فرهنگی دولت و مجلس که بودجه فرهنگی کشور در دستان آنهاست نباید به این مورد بسیار مهم توجه بیشتری نمایند و هر چه سریع‌تر اقدام نمایند و طرحی نو در اندازند و گرنه به این روش و اسلوب که تا کنون اعمال گردیده است. جوانان و نوجوانان و نسل‌های بعدی تاریخ و هویت فرهنگی و ادبی ایران زمین را که همیشه باعث اعتماد به نفس ایرانی بوده است به فراموشی خواهند سپرد و از این پشتوانه کم نظیر محروم خواهند گردید.

گسترش اندیشه و آثار بزرگان فرهنگ و ادب این مرز بوم کمترین آثارش لطیف نمودن روح جامعه و پرورش غرور ملی مذهبی ملت کهن ایران زمین در جهان خواهد گردید.

فراخوان

به نام خالق هستی

فراخوان انتشارات انوشه

قابل توجه جوانان اهل قلم

انتشارات انوشه زیرمجموعه موسسه فرهنگی-هنری آرین خو با بیش از چند دهه فعالیت در عرصه تولید و انتشار ده ها عنوان کتاب در زمینه های گوناگون.

در راستای تشویق و رشد و شکوفایی جوانان مستعد در عرصه فرهنگی میهن عزیزمان تصمیم دارد جهت کمک به رشد جوانان اهل قلم در زمینه رمان، شعر،

نمایشنامه نویسی و ورزش که آثار خود را در عنوان های بالا تا تاریخ 97/7/1 به مکانی که نشانی آن در ذیل آورده شده است ارسال نمایند. با بررسی کامل

آثار توسط اساتید خبره و دلسوز، 3 عنوان اثر برگزیده خواهد شد و توسط این انتشارات چاپ می گردد.

انتشارات انوشه موقعیتی بوجود خواهد آورد تا صاحبان آثار فرستاده شده به صورت حضوری از وجود اساتید جهت راهنمایی و رفع اشکالات استفاده نمایند.

نحوه ارسال اثر از ساعت 10 صبح تا ساعت 20 در آدرس ذیل تحویل خانم بابایی نموده و رسید دریافت می نمایید.

فرستادن شماره تماس جهت دعوت و ملاقات با استاد مربوطه الزامی می باشد.

کلبه چوبی (کلبه کتاب) زیر پوشش انتشارات انوشه می باشد که کلیه جلسات ملاقات با اساتید در  این مکان برنامه ریزی می گردد و محل مناسبی نیزجهت

آشنایی جوانان اهل قلم و تبادل نظر می باشد.

 

آدرس: کلبه کتاب (کلبه چوبی) – میدان هفت تیر – خیابان لطفی – نبش کوچه مروارید – پلاک 24

آدرس انتشارات انوشه: تهران – خیابان سنایی – پلاک 151 – طبقه سوم – واحد سمت راست

تلفن انتشارات انوشه: 88301420-021